سه ماهگیت مبارک نفسم

پسرم تو تک گل باغ بهشت بودی که خدا تورا از بهشت به درون وجودم جا داد.
آن تو ماندی و رشد کردی و ریشه دواندی و شدی تکه ای از وجودم.
درک دل کندن از تو برایم غیر ممکن بود،که گل سرخم بعد از 9ماه زندگی در رحمم ،حال میخواهد از آن جای امن و گرم بیرون بیاید و زندگی جدید همراه با هدف راشروع کند .
پسرم امیررضای ناز و دوستداشتنی ام تو آمدی و مرا مادر کردی ،میخواهم خودم را فدای تک تک ثانیه های زندگی ات بکنم،27تیرماه من و پدرت خوشبخت ترین شدیم که تو فرزندمان شدی .
من به چشمان ناز و معصومت خیره میشوم و اشک میریزم
......خداوندا چه لطف بزرگی در حقمان عطا کردی.
گاهی خسته و بیحال از شب بیداری ها میشوم ،تو را روی پاهایم میگذارم و آرام آرام تکانت میدهم ،خسته ام چشمانم را بزور باز نگه داشته ام و چشم به چشمانت دوخته ام تا بخوابی،آنگاه تو چشمانت را به چشمانم میدوزی و با مهربانی میگویی "آغو"!ولی با این آغو گفتنت تمام خسته گی را از تنم بیرون میکنی.من مرده ی این آغو گفتنت هستم.
من خوشبخت ترین هستم زیرا فرزندی چون تو دارم.
امیررضای ماهم ،تو آنقدر شیرین و خوردنی شدی که هرکجا میرویم چنان نگاهت میکنند ،که از نگاه هایشان میترسم،که نکند چشمت بزنند.
چنان زیبا می خندی که میخواهم جانم را فدایت کنم.
گلم همیشه بخند...............


سومین ماهگردت مبارک عشقم



سه ماهگیت مبارک نفسم
